: English

از طبیعت به فرهنگ؛ پنل پروانه‌های ترسه

از طبیعت به فرهنگ؛ پنل پروانه‌های ترسه

dot

در شامگاه شنبه ۲۴ آبان‌ماه ۱۴۰۴ بعد از آرتیست تاک با جناب محمدرضا محمودی، چراغ عمارت تُرسه بار دیگر با روایت و گفت‌وگویی عمیق به واسطه این پنل روشن شد.

این پنل تنها یک جلسه سخنرانی ساده نبود، بلکه فصل تازه‌ای از اندیشه بود؛ جایی که هنر، معنا، فرهنگ و نشانه‌شناسی در یک نقطه به هم رسیدند.

حضور چهار چهره محوری، این شب را به نقطه عطفی در زمینه “روایتگری” بدل کرد:

فضا، آمیخته‌ای از زیبایی بصری و سکوتی معناگرا بود؛ گویی پروانه‌هایی که تمام شب می‌درخشیدند، حالا در دل سخنان این پنل به زبان تبدیل می‌شدند.

گزارش کامل این پنل و بازتاب رسانه‌ای آن، پیش‌تر در پایگاه خبری صدای چراغ امید نیوز منتشر شده است.

همچنین روزنامه اعتماد نیز درنگي بر دگرديسي «طبيعت» به «هنر» در گفتارِ حميدرضا شعيري را در قالب مقاله “زوال بيولوژيك/ جاودانگي نشانه‌اي” پوشش داد.

تحلیل مفهومی و خوانش معناشناختی این رویداد نیز در گزارشی تفصیلی با عنوان “از طبیعت به فرهنگ؛ رمزگشایی از فلسفه‌ی مسافران طبیعت” در عصر آزادی آنلاین منتشر شده است.

صدای خالق – پروانه، زبان تازه تُرسه

گفت‌وگو با سخنان جناب محمدرضا محمودی آغاز شد؛ او از همان نقطه‌ای شروع کرد که جهان بصری مجموعه از آن زاده شده بود.

او گفت:

«با کلکسیون پروانه‌ها می‌خواستم هنر تُرسه‌کاری را در فضای بین‌المللی نشان و رشدش بدهم.»

اما این تنها روایت او نبود. در آرتیست‌تاک، محمدرضا محمودی به مهمانان یادآوری کرده بود که انتخاب پروانه یک تصادف زیباشناختی نبوده:

«پروانه‌ها نبض زمین‌اند؛ موجوداتی بسیار حساس که حضور یا غیابشان نشانگر میزان سلامت یک اکوسیستم است.»

همین نگاه، مجموعه را از یک کلکسیون جواهرات فاخر به بیانیه‌ای درباره بقا، مسئولیت و زیبایی سیال طبیعت تبدیل کرده بود.

او پیش‌تر در همین نشست گفته بود:

«این آثار تنها نقش‌های ترسه‌کاری شده‌ی پروانه‌ها نیستند؛ دعوتی هستند به گفت‌وگویی صمیمانه درباره مسئولیت ما در برابر مادر زمین.»

و این همان جایی بود که روایت پروانه، از سطح زیبایی عبور و به قلمرو فلسفه، بقا و وجدان محیط‌زیستی وارد می‌شد.

لطیف‌ترین نوع پرواز – نگاه فرهنگی دکتر شهریار شفیعی

پس از محمدرضا محمودی، نوبت به دکتر شهریار شفیعی رسید؛ کسی که نگاهش، پروانه‌ها را نه به‌عنوان فرم، بلکه به‌عنوان نشانه‌ای ریشه‌دار در فرهنگ ایرانی خواند.

او سخنش را با جمله‌ای آغاز کرد که به‌سادگی، جهان‌بینی یک ملت را توضیح می‌داد:

«چرا طبع لطیف ایرانی به پروانه اشاره می‌کند؟ چون می‌خواهد به پرواز توجه کنیم؛ اما لطیف‌ترین نوع پرواز.»

در گفتگوهای پنل نیز این تحلیل دیده می‌شود؛ شفیعی تُرسه را چنین توصیف کرده است:

«کاری که تُرسه کرده، یک مدل قابل توصیه است؛ به گذشته، فرهنگ و سنت رجوع کرده، یک داشتهٔ ارجمند و زیبا را استخراج نموده، آن را بازتعریف و سپس بازتولید کرده‌اند.»

او سپس به تفاوت بنیادین تُرسه با صنعت جواهرسازی معمول اشاره کرد:

«مخاطب تُرسه درک می‌کند که اینجا یک تکه طلا نیست که بخواهد آن را کیلویی بسنجد. اینجا یک دیزاین، یک مفهوم، یک تاریخ و یک داستان وجود دارد.»

این بخش از سخنان او، در واقع توضیح هویت برند تُرسه بود؛ هویتی که زیبایی را با روایت و فرهنگ پیوند می‌زند.

از طبیعت به فرهنگ – خوانش معناشناختی دکتر حمیدرضا شعیری

در ادامه، سالن در سکوتی عمیق فرو رفت تا دکتر حمیدرضا شعیری روایت خود را آغاز کند؛ روایتی درباره «پروانه» به‌مثابه یک نشانه کیهانی، یک حامل معنا.

او ابتدا گفت:

«اشیاء در ذات خود چیزی از هستی را به امانت با خود حمل می‌کنند.»

سپس پرسشی فلسفی طرح کرد:

آیا تبدیل پروانه به جواهر، «مرگ» اوست؟

و خود پاسخ داد:

«پروانه‌های آقای محمودی، مرگ را تجربه نکرده‌اند؛ بلکه از مسیر طبیعت به فرهنگ حرکت کرده‌اند.»

خوانش تفصیلی این گذار مفهومی و تحلیل نشانه‌ـ‌معناشناختی پروانه‌ها، پیش‌تر در گزارشی مستقل با عنوان «از طبیعت به فرهنگ؛ رمزگشایی از فلسفه‌ی مسافران طبیعت» منتشر شده است.

در تحلیل شعیری، این جابه‌جایی درواقع یک «تولد دوباره» بود:

«استحاله یا دگردیسی، نه مرگ پروانه بلکه نوعی زایشِ مجدد است.»

او همچنین ادامه داد:

«کلکسیون پروانه‌ها تداعی‌گر خورشید و سیارات است؛ بنابراین حرکت در ذات پروانه‌های آقای محمودی نهفته شده.»

این نگاه، پروانه را از یک موجود لطیف به نقشه‌ای از حرکت، زمان و کیهان تبدیل می‌کرد؛ و همین، فلسفه مجموعه را در قلمرو فرهنگ می‌نشاند.

معماری گفت‌وگو – نقش دکتر میثم یزدی

تمام این گفت‌وگوها با هدایت و معماری فکری دکتر میثم یزدی شکل گرفت؛ کسی که با دقت و هوشمندی، بحث را از زیبایی‌شناسی صرف به قلمرو اقتصاد معنا، فرهنگ، نشانه و آینده‌سازی برد.

و درست در پایان نشست، جمله‌ای گفت که نه یک اعلام ساده، بلکه آغاز یک پروژه فرهنگی بزرگ بود:

«این جلسه، سرآغاز تأسیس مدرسه عالی تُرسه خواهد بود.»

پایان ایونت؛ آغاز مسیر تازه تُرسه

به این ترتیب، پنل پروانه‌های ترسه به پایان رسید که نه فقط تحلیل یک کلکسیون، بلکه آغاز یک مسیر فرهنگی بود.

شبی که در آن، پروانه‌ها به زبان تبدیل شدند؛

از زیبایی به معنا،

و از طبیعت به فرهنگ کوچ کردند.

و همه این‌ها، تنها آغازی بود برای آنچه قرار است در ادامه رخ دهد؛

آغازی برای مدرسه عالی تُرسه

و فصل تازه‌ای در روایت هنر، فرهنگ و هویت ایرانی.

dot