فردای ایونت «مسافران طبیعت» با آرتیستتاک به اوج رسید.

شامگاه شنبه ۲۴ آبانماه ۱۴۰۴، عمارت تُرسه میزبان رویداد «آرتیستتاک» بود؛ نشستی که در آن، محمدرضا محمودی طراح و بنیانگذار برند تُرسه، در قالب گفتوگو به روایت فلسفه و مسیر شکلگیری مجموعه جدید خود با عنوان «مسافران طبیعت» پرداخت؛ مجموعهای که با محوریت پروانه، هم نمایشگر اوج مهارت جواهرسازی فاخر است و هم حامل یک پیام روشن درباره مسئولیتپذیری انسان در برابر محیط زیست و گونههای در معرض خطر.
از شاگردی خاتم تا زبانِ تازه در جواهر
در ابتدای این گفتوگو، محمودی از ریشههای دوگانهی مسیر حرفهایاش گفت؛ از یکسو، آشنایی نزدیک با خاتمکاری و معرق و از سوی دیگر، حضور در جهان طلا و جواهر از سنین نوجوانی. همین همنشینیِ سنت و تکنیکِ مدرن، بهمرور به ایدهی ترکیب خاتم با جواهرات انجامید؛ ایدهای که امروز در «مسافران طبیعت» به بلوغ رسیده است.
چرا پروانه؟ یک انتخاب زیباشناختی نبود

نقطه اوج آرتیستتاک، جایی بود که محمودی روشن کرد انتخاب پروانه «تصادفی» نیست. او پروانه را نشانهای حساس از وضعیت حیات میداند و توضیح میدهد که حضور یا غیاب پروانهها میتواند نشانگر سلامت یک اکوسیستم باشد. به همین دلیل، «کلکسیون پروانهها» صرفاً یک کلکسیون زینتی نیست؛ بلکه تبدیل میشود به روایتی درباره هشدار، بقا و مراقبت که جدای ایران، در فضاهای بینالمللی نیز این موضوع را با این مجموعه جواهر به نمایش گذاشت.
او در پنل کلکسیون پروانههای برند ترسه که بعد از آرتسیت تاک برگزار شد، گفت:
“کلکسیون پروانهها میخواستم هنر تُرسهکاری را در فضای بینالمللی نشان و رشدش بدهم.“
او در ادامه، هدف آثار را از سطح نقشپردازی فراتر برد و این مجموعه را دعوتی برای یک گفتوگوی جدی توصیف کرد؛ گفتوگویی درباره نسبت زندگی مدرن با «مادر زمین» و زخمی که سبک زندگی امروز بر پیکر طبیعت گذاشته است.
«مسافران طبیعت»؛ از کلکسیون به بیانیه
آنچه در روایت محمودی پررنگ بود، تبدیل یک شیء لوکس به یک «اثر معنادار» است: جواهراتی که مخاطب را تنها مجذوب ظرافت ساخت نمیکند، بلکه او را به فکر فرو میبرد. بر اساس توضیحاتی که در آرتیستتاک ارائه شد، این مجموعه ظرفیت آن را دارد که نگاه جامعه هنرهای فاخر را تغییر دهد و جواهر را از یک کالای صرف، به رسانهای برای بیان مفاهیم عمیق اجتماعی و زیستمحیطی بدل کند.
ادامهدار بودن پروژه؛ سفر هنوز تمام نشده
محمودی در بخش پرسشوپاسخ تاکید کرد «مسافران طبیعت» نسخه نخست یک مسیر ادامهدار است؛ مسیری که در نسخههای بعدی میتواند به سراغ گونههای دیگر پروانهها، یا دیگر عناصر طبیعتِ در معرض خطر برود و همان روایتِ مراقبت و آگاهی را در قالب آثار تازه بازتولید کند.
آرتیستتاک تُرسه، یک شبِ معرفی نبود؛ یک شبِ «روایت» بود. روایتی که نشان داد وقتی هنر فاخر از زیبا بودن عبور میکند و به معنا میرسد، میتواند هم چشم را خیره کند و هم ذهن را درگیر کند؛ درست همانطور که «مسافران طبیعت» قصد دارد.